تائو ته چینگ

بخش 80

 برگردان: ع.پاشایی

 

 

پارسی

سرزمینی هست کوچک و مردمانش اندکند.
ابزارهای بی شمار در آن است، اما کسی به کارشان نمی برد.
مردمان، زندگی1 را دوست می دارند و هیچ کس را میل به دور دست نیست.

زورق ها و ارابه در دسترس دارند، اما در آن ها نمی نشینند.
جنگ ابزارهای خوب دارند، اما به کارشان نمی گیرند.

مردمان به روزگارانی بازمی گردند که ثبت چیزها را رشته های گره خورده به کار می بردند.
از خورش های خوب لذت می برند و در جامه هاشان زیبا می نمایند.
از خانه هاشان شادند و از سنت هاشان خشنود.

گرچه امیرنشین همسایه در دیدرس است آواز خروسان و پارس سگان به گوش می آید،
امّا مردمان تمامی عمر را سپری می کنند بی آنکه راه سفر به این سو و آن سو را در پیش گرفته باشند.

توجه:

1. لین هم «زندگی» می گوید، اما می نویسد در متن اصلی «مرگ» آمده است.

 

انگلیسی

Small country, few people
Let them have many weapons but not use them
Let the people regard death seriously
And not migrate far away

Although they have boats and chariots
They have no need to take them
Although they have armors and weapons
They have no need to display them

Let the people return to tying knots and using them
Savor their food, admire their clothes
Content in their homes, happy in their customs

Neighboring countries see one another
Hear the sounds of roosters and dogs from one another
The people, until they grow old and die
Do not go back and forth with one another

 

چاپ