تائو ته چینگ

بخش 69

 برگردان: ع.پاشایی

 

 

پارسی

در کار سپاهیگری گفته اند:
«نخست به دیگران نمی تازم به گستاخی
بلکه چون به من حمله آورند دست به کار می شوم.»
«حتی یک بند انگشت هم پیش نمی روم به گستاخی
امّا یک بدست پا پس می کشم.»

این را عمل بی عملی،
بردن سلاح بی سلاحی
حمله به خصم بی خصمی
بستن سلاح بی سلاحی خوانند.

هیچ شوم بختی سخت تر از
ناخواسته گرفتار جنگ شدن نیست.
ناخواسته گرفتار جنگ شدن خلاف تعالیم بنیادین من است (در باب) مهر، ترک، و هرگز در جهان آرزوی سر بودن در سر نداشتن1.
پس، دو سپاه چون به کارزار به هم رسند
آن که مهربان است ظفر یابد.2

توجه:

1- لائو زه این گنج ها را «بائو» (bao) می خواند، یعنی چیزهای گرانبها. از این گنج ها در دفتر 67 هم بحث شده است.
2- انسان هایی که مهربانند و دلسوز با یکدیگر همدردی می کنند، سود را برای خود نمی خواهند، و از زیان می پرهیزند. آنان حتا بر دشمنان نیز غلبه می کنند (جانگ پانویس ص 170)

 

انگلیسی

In military strategy, there is a saying:
I dare not be the host, but prefer to be the guest
I dare not advance an inch, but prefer to withdraw a foot
This is called marching in formation without formation
Raising arms without arms
Grappling enemies without enemies
Holding weapons without weapons
There is no greater disaster than to underestimate the enemy
Underestimating the enemy almost made me lose my treasures
So when evenly matched armies meet
The side that is compassionate shall win

 

چاپ