آدمی چون از دِه توانگر باشد
شاید به کودکی پاکنهاد مانند شود.
از نیش حشرات فارغ است و
ازچنگال ددان آزاد و
از حملات مرغان شکاری ایمن است.
می گویند هیچ یک از استخوان ها یا غضلاتش قوی نیست،
اما چنگ دستانش پیوسته محکم است.
هنوز از وصل نر و ماده چیزی نمی داند
با اینهمه بالقوگی او آشکار است.
ذات زندگیش کامل است.
تمام وقت می تواند بگرید بی آن که صدایش بگیرد.
سازگاری درونیش عالی است.
آگاه بودن از سازگاری درونی، با واقعیت ماندن است.
با واقعیت ماندن، روشن بودن است.
اما زندگی را تا بالاترین حد آن پیش راندن به شر (سیانگ)
می انجامد.
دلی که نیروی بالقوه خود را می انگیزد، ساختگی است.
چیزها چون ساختگی باشد به زوال می انجامد.
این بیراهه افتادن است از دائو.
هرچه بیراه افتد به پایان می رسد.
Those who hold
an abundance of virtue
Are similar to newborn infants
Poisonous insetcs do not sting them
Wild beasts do not claw them
Birds of prey do not attack them
Their bones are weak, tendons are soft
But their grasp is firm
They do not know of sexual union but can manifest
arousal
Due to their optimal vitality
They can cry an entire day and yet not be hoarse
Due to their optimal harmony
Knowing harmony is called constancy
Knowing constancy is called clarity
Allowing excessive vitality is called inauspicious
All things grow strong and age
We say this is against the Tao
That which is against the Tao soon perishes.