تائو ته چینگ

بخش 41

 برگردان: ع.پاشایی

 

 

پارسی

مرد صاحب قریحه چون به دائو گوش فرا دهد، مشتاقانه به کارش می برد.
مرد میانمایه چون به دائو گوش فرا دهد، می نماید که بدان باور دارد، اما ندارد.
بدترین مردان چون از دائو بشنوند ریشخند می کند آن را سخت. اگر او را ریشخند نمی کرد، دیگر آن دائو نمی بود.

پس، در جیان ین آمده:
دائو را دریاب بدان گونه که پنداری آن را درنیافته ای؛
به دائو وارد شو بدان گونه که گویی از آن بیرون می آیی؛
با دائو هموار رو پنداری که دشواری هایی داری.
برترین یافت(دِه) گویی یافت نیست.
یافت فراگیر پنداری بی یافتی است.
یافت سخت پنداری ولگردی کاهلانه است.
ذات واقعی، گوئی تهی است.
سچید بزرگ پنداری سیاه است.
مربع بزرگ بی گوشه است.
گنجایش بزرگ، در آخرین روزها نتیجه بخش شود.
موسیقی بزرگ بی آوا است.
صورت بزرگ، بی صورت است.

دائو، نهان و بی نام است.
و لیکن چیزها همه را آراسته به کمال می رساند.

 

انگلیسی

High-level people hear of the Tao
They diligently practice it
Average people hear of the Tao
They sometimes keep it and sometimes lose it
Low-level people hear of the Tao
They laugh loudly at it
If they do not laugh, it would not be the Tao

Therefore

But "not laughing" in itself is not sufficient to be called the Tao,
and therefore it is said:
The sparkling Tao seems dark
Advancing in the Tao seems like regression.
Settling into the Tao seems rough.
True virtue is like a valley.
The immaculate seems humble.
Extensive virtue seems insufficient.
Established virtue seems deceptive.
The face of reality seems to change.
The great square has no corners.
Great ability takes a long time to perfect.
Great sound is hard to hear.
The great form has no shape.
The Tao is hidden and nameless.
This is exactly why the Tao is good at developing and perfecting.

 

چاپ