تائو ته چینگ

بخش 38

 برگردان: ع.پاشایی

 

 

پارسی

والاترین یافت (دِه) از یافت فارغ است.
پس، یافت هست.
پست ترین یافت هرگز از یافت آزاد نیست.
پس، یافت نیست.
والاترین یافت هرگز عمل نمی کند و بی قصد است.
پست ترین یافت عمل می کند و با قصد است.
والاترین نیکخواهی(ژن) عمل می کند و با قصد است.
والاترین درستکاری(یی) عمل می کند و با قصد است.
والاترین آیین دانی عمل می کند و کسی آن را پیروی نمی کند.
یکی بازوان را عریان کرده و دشمنان را می تاراند.

پس، دائو چون گم شود، یافت داریم.
یافت چون گم شود، نیکخواهی داریم.
نیکخواهی چون گم شود، درستکاری داریم.
درستکاری چون گم شود، آیین دانی داریم.

آیین دانی از بی اعتمادی آید و سرآغاز آشفتگی است.
دانش پیش گفته، سطحی بودن دائو و آغاز ابلهی است.

پس، مرد بزرگ واقعیت را برمی گزیند نه سطحی بودن را.

او همدستان با واقعیت عمل می کند نه با نمود.
بدین سان، یکی را گرفته از دیگری چشم می پوشد.

 

چاپ