تائو ته چینگ

بخش 25

 برگردان: ع.پاشایی

 

 

پارسی

بود، یکی آشوب «گرد آیند»،
و پیش از آن بود که آسمان و زمین باشد.
خاموش! خالی!
به خود بود و ناپذیرای دیگرگونی،
سرشار دارنده هرچه هست، پایان ناپذیر،
مادر جهانش توان خواند.
نامش را نمی دانم،
پس، دائوش می خوانم.
می بایست اگرنامی بر او نهم
بزرگش می خواندم.
بزرگ، گسترده شدن است تا بی کران.
تا به کرانی گستردن، رسیدن است به دورترین دوری.
رسیدن به دورترین دوری، باز آمدن است به «نزدیکی».

پس، بزرگ است دائو.
آسمان، بزرگ است، زمین بزرگ است، و آدمی نیز بزرگ است.
ما را چهار بزرگی هست در عالم، و از آنان یکی آدمی است.
آدمی با زمین همراه است و
زمین با آسمان و
آسمان با دائو.
و دائو را همراهی است با هرچه هست.

 

انگلیسی

There is something formlessly created
Born before Heaven and Earth
So silent! So ethereal!
Independent and changeless
Circulating and ceaseless
It can be regarded as the mother of the world
I do not know its name
Identifying it, I call it "Tao"
Forced to describe it, I call it great
Great means passing
Passing means receding
Receding means returning
Therefore the Tao is great
Heaven is great
Earth is great
The sovereign is also great
There are four greats in the universe
And the sovereign occupies one of them
Humans follow the laws of Earth
Earth follows the laws of Heaven
Heaven follows the laws of Tao
Tao follows the laws of nature

 

چاپ