نوشته: شاهین قرصی عنبران
آرمین رسول زاده

آدم یا سیب

 

پیش گفتار

داستانی که هم اکنون پیش روی شما قرار دارد برای اولین بار در هنگام پاسخ دادن به یک پرسش در اتاق چای به صورت بسیار اتفاقی به ذهن من راه پیدا کرد ولی من آن را به دست فراموشی سپردم ولی در هنگامی که با دوست گرامی ام آقای قرصی عنبران در مورد شناخت حقیقت در حال گفتگو بودیم، این موضوع را پیش کشیدم و این باعث شد فکری به ذهن آقای عنبران نیز راه پیدا کند و این امر سبب کامل شدن این داستان گردید.
نام این گفتار را نیز آقای قرصی عنبران انتخاب کردند و تلمیحی است از داستان حضرت آدم و درخت سیب که البته نام دیگری هم می توان بر آن نهاد که آن "دائو سیب" است. البته ناگفته نماند که قلم آقای عنبران بسیار زیباتر و شیواتر از قلم من می باشد ولی با این حال من نوشتن این گفتار را بر عهده گرفتم.

 

مقدمه

سالیان بسیاری است که درخت و میوه سیب منشا الهام متفکران سراسر گیتی قرار گرفته. این گفتار نیز نمونه ای است از رازهای درخت سیب که به روشنگری دائو از دائو (طریق) سیب می پردازد.
توصیه می شود برای درک بیشتر این گفتار دفترهای 44 و 45 و 53 و 55 را دوباره بازنگری نمایید.

 

آدم یا سیب

راهای زیادی برای چیدن یک سیب از درخت و خوردن آن وجود دارد، ولی تمامی آن ها را می توان به سه دسته تقسیم کرد:

  1. خریدن یک نردبان و استفاده از نردبان برای چیدن سیب.
  2. بالا رفتن از درخت.
  3. انتظار برای افتادن یک سیب از درخت، به خود.

البته شاید شما راه های دیگری نیز ذکر کنید ولی تمام آن ها در یکی از دسته های گفته شده قرار می گیرند؛ مانند استفاده از چوب، ولی چوب را یا باید خرید یا از درخت دیگری باید گرفت؛ در نتیجه این راه، در زمره گروه 1، 2 یا حتی 3 قرار می گیرد. حال به نگرش راه های گفته شده می پردازیم.

  1. راه خوبی است نوعی صرفه جویی در وقت به حساب می آید. ولی به تنهای به موضوعاتی بسیاری وابستگی دارد مانند اینکه: سازنده نردبان چه کسی بوده؟ نردبان از چه جنسی ساخته شده؟ آیا تحمل وزن شما را دارد؟ پول برای خرید از کجا آمده؟ و مانند این وابستگی ها که نه تنها انگشتان دست انسان یاری کننده شمارش آن ها نیست بلکه ذهن و دید ما نیز توانایی شمارش آن ها را ندارد.
  2. این نیز به نوبه خود راه خوبی به شمار می آید چرا که در نهایت ما را به سیب می رساند و به ما توانایی بالا رفتن از درخت را می دهد. این راه تنها وابستگی که دارد تنها خود شخص است. به این ترتیب که تنها ترس (نفس دفتر 13) در دل ما، به ما اجازه این کار را نمی دهد که از درخت بالا برویم.
  3. در ظاهر مسخره ترین راه گفته شده همین است!!! صبر کنید ظاهراً دفتر 45 را فراموش کرده ایم (تمام کردن کاری چون به بالاترین حد برسد گویی کاری به انجام نرسیده است). بله این کامل ترین راه است ولی به نظر با انجام دادن این کار ما کاری انجام نمی دهیم. بله در تاریخ انسان های بسیار بزرگی بودند که حتی سیب ها برای افتادن برای آن ها لحظه شماری می کردند. و هم اکنون نیز این اشخاص در دنیای ما هستند. آن ها روزی اگر بخواهند سیبی از درختی بگیرند کافی است در زیر درخت قرار بگیرند و سیب برای آن ها می افتد به خود.
    این راه هیچ وابستگی ندارد تنها ما هستیم و ما!

در اینجا پرسشی به میان می آید: چه چیز باعث می شود که انسان یکی از این سه راه را انتخاب کند؟ پاسخ این است هر شخص در زندگی هدفی دارد بزرگ یا کوچک، دور یا نزدیک، درست یا غلط و برای رسیدن به این هدف به ناچار باید راهایی را طی کند و مشکلات را پشت سر بگذارد و در نهایت به هدف خود برسد یا شکست بخورد.
هدف شاید  چندان اهمیت نداشته باشد ولی به راهایی که یک شخص طی کرده تا به هدف خود برسد مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت و در نهایت پاداش متناسب با راه های طی شده به شخص داده خواهد شد.
انسان با توجه به تفکر خود و هدف زندگی خود یکی از این سه راه را انتخاب خواهد کرد.

حال از دیدگاه، هدف این راه ها را مورد نگرش قرار می دهیم:

 

راه سوم: بهترین راهی که می توان بر شمرد این راه است ولی کسی که از این راه پیروی می کند باید از اراده ای پولادین و قدرت تفکر و انتظار بالایی برخوردار باشد که بتواند سیب را وادار به افتادن کند؛ که این ویژگی ها تنها در استادان بزرگ و پیران دانا (همچون استاد لائوزه، جوانگ زه و ...) دیده می شود. لازمه این راه تمرین های روحی - و شاید جسمی - سختی است که از طریق راه دوم به دست می آید.

 

راه اول: اگر هدف زندگی شخص چیزی غیر از چیدن و خوردن یک سیب است و به سیب خوردن به عنوان یک شادی نگاه می کند این راه برای او بهترین راه است. چرا که اگر او دقایقی چند را صرف پیمایش راه دیگری کند به تعداد همان دقایق از هدف خود باز می ماند.

 

راه دوم: هر کسی که هدف زندگی اش خوردن یک سیب باشد و  اراده ای پولادین و قدرت تفکر و انتظار بالایی نداشته باشد بهترین راهی که او می تواند طی کند همین راه است.

 

فرجام سیب

در نهایت هنگامی که یک شخص راه دوم را طی کند تا هنگامی که بتواند از تمامی درخت های سیب بالا رود به این مانند می شود، که او راه سوم را طی کرده است یا به بیان دیگر بالا رفتن چند باره از درخت های گوناگون، سبب تقویت اراده و قدرت تفکر می شود و شخص را واجد شرایط راه سوم می کند.

 

با توجه به گفتار، هدف از آفرینش را اینگونه می توان بیان کرد:
جهان برای آن آفریده شده که انسان به توانایی حرکت در راه سوم برسد (اراده ای پولادین و قدرت تفکر و انتظار بالا) و بتواند از طریق راه سوم سیب بچیند و بخورد و به این توانایی خود آگاه باشد ولی؛ این کار را انجام ندهد.
توانستن و انجام ندادن این تنها چیزی که ارزش دارد با نگاهی به دفتر 45 دائو (تمام کردن کاری چون به بالاترین حد برسد گویی کاری به انجام نرسیده است) متوجه می شویم که این حالت بالاترین تکامل یک شخص است. کسی که  می تواند به تمام معنا سیبی را با قدرت اراده از درخت بچیند (راه سوم) مانند شخصی که هیچ قدرتی ندارد (دفتر 55) ولی او کامل ترین شخص است.